محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1618

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

« و فيها - سنة 250 - مات جعفر بن احمد بن عمّار القاضى يوم الاحد لسبع بقين من شهر رمضان » . ص 1284 ، س 1 : صاحب مجمل التواريخ و القصص سال خليفگى معتزّ را چنين مىنويسد ( ص 362 ) : « سه سال و شش ماه و بيست و پنج روز بود ، و به ديگر روايت روز ، بيست و هفت گويد ، و در تاريخ جرير چهار سال و چهار ماه . . . » . اما در متن تاريخ طبرى آمده است ( ج 12 ، ص 1711 ) : « فكانت خلافته من يوم بويع له بسامرّا الى ان خلع اربع سنين و ستة اشهر و ثلثة و عشرين يوما ، و كان عمره كلَّه اربعا و عشرين سنة . . . » . « ابو عبد الله زبير - معتزّ - . . . در فضل و فضايل يگانه بود و اعلم علماى زمانه . اشعار خوب دارد ، من هذه . . . » . ( تاريخ گزيده ، ص 327 ) . داستانى از قبيحه و دارايى فراوان كه گرد آورد و از پسر خود - معتزّ - براى نجات جانش دريغ ورزيد ، در تاريخ طبرى آمده است ( ج 12 ، صص 20 - 1715 ) . « در سنهء خمس و خمسين و مائتين يعقوب بن ليث بر خراسان و كرمان مستولى شد و فارس و قهستان نيز در تصرّف آورد . خليفه او را منشور فرستاد . . . » ( تاريخ گزيده ، ص 328 ، و نيز : تاريخ طبرى ، ج 12 ، صص 1698 به بعد ) . ص 1284 ، س 8 : اينكه در متن ما آمده است : « كاتب وى جعفر بن محمد . . . » بايد همان « جعفر بن محمود اسكافى » باشد كه كارها به روز پنجشنبه ، ده روز گذشته از جمادى الآخر به دو سپرده شد . ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 12 ، صص 1709 - 1707 . « كنيهء ابو الفضل است و نام و نسبش جعفر بن محمود . علم و ادبى نداشت ، اما مردى كريم بود و دلها را به كرم صيد مىكرد ، و كرم معايب او را مىپوشانيد . . . » ( تجارب السّلف ، ص 185 ) . « صالح پسر وصيف . . . مقدم تركان بود » . ( همان ، ص 186 ) . همين صالح پسر وصيف است ، كه ابو جعفر بن اسرائيل انبارى را بند بر مىنهد . « معتزّ وزارت با ابو جعفر احمد بن اسرائيل داد و احمد كاتبى حاذق بود چنان كه تمامت دخل و خرج ديوان بر خاطر داشت تا حدّى كه گويند دفترى از محاسبات ديوان ضايع شد ، او تمامت آن را از ذهن خويش ايراد كرد . . . تركان او را بگرفتند . . . و از او مال طلبيدند ، و معتزّ و مادرش با صالح پسر وصيف . . . در